غلامعلى صفايى

338

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

علت مكسور بودن آن ، اضافهء « يوم » به آن است . « 1 » مؤلف كتاب در بحث « إذ » به اخفش جواب داده است كه « إذ » بعد از حذف مضاف اليه هنوز مبنى است ؛ زيرا « إذ » شباهت وضعى نيز به حروف دارد ، لذا كسره آن ، كسرهء اعرابى نيست بلكه براى رفع التقاى ساكنين است و تنوين آن نيز عوض از مضاف اليه مىباشد . 5 - تنوين الترنم : پنجمين تنوين از اقسام پنج‌گانه آن ، تنوين ترنم است و آن تنوينى است كه به آخر قافيه‌هاى اشعار كه حرف آخر آنها حرف اطلاق يعنى حرف مد ( الف ، واو ، ياء ) بوده بعد از حذف آن حرف اطلاق ، ملحق مىشود . بايد دانست كه تنوين ترنم فقط در قبيله بنى تميم استعمال مىشود ، شايان ذكر است كه گاهى حرف اطلاق به جهت اشباع‌كردن حركات فتحه و كسره و ضمه در كلمه آورده مىشود و الف به جهت اشباع فتحه و ياء به جهت اشباع كسره و واو به جهت اشباع ضمه مىباشد و بعد از حذف حروف اطلاق به جاى آن تنوين آورده مىشود و نوعا به صورت نون حرفى « ن » نوشته مىشود . و ظاهر قولهم : ظاهر قول نحويون اين است كه اين تنوين محصّل و موجود ترنم است بنابراين در عنوان اين تنوين يك مضاف اليه در تقدير است و در اصل « تنوين محصّل الترنم » بوده است زيرا ترنم يعنى تغنّى و با آهنگ بودن و اين تنوين ، تغنى و موسيقى در شعر ايجاد مىكند و ابن يعيش به همين مطلب تصريح كرده است ، لكن سيبويه و بعضى از محققين قائل هستند كه اين تنوين باعث قطع موسيقى و تغنى در شعر است ؛ زيرا ترنم و تغنى با حرف اطلاق حاصل مىشود زيرا اين حروف هستند كه قابليت كشش صوت را دارند ، و هرگاه كسى اراده كند كه اين اشعار را بخواند و ترنم و تغنى نداشته باشد آنگاه با تنوين ترنم استعمال مىكند ، بنابراين تنوين ترنم ، در حقيقت تنوين قطع ترنم است و مضاف اليه مقدر « قطع » است و « محصل » نمىباشد . و لا يختص : اين تنوين - تنوين ترنم - بر خلاف چهار تنوين ديگر مختص اسم نيست بلكه در فعل و حرف نيز مىآيد ، مانند قول جرير :

--> ( 1 ) - ر . ك ، مغني الأديب ، بحث « إذ » .